X
تبلیغات
پایگاه مقاومت شهید نواب صفوی سمنان - زندگینامه شهید نواب صفوی

پایگاه مقاومت شهید نواب صفوی

وب نوشت پایگاه مقاومت شهید نواب صفوی شهرستان سمنان

نوابیون پایگاه مقاومت شهید نواب صفوی

نوابیون

در این دنیا افتخارم این است كه خود بسیجیم./امام خمینی.ره

شهید نواب صفوی نواب

شهید سید مجتبی نواب صفوی

امام خامنه ای در وصف شهید نواب: سلام بر آن پیشاهنگ جهاد و شهادت در زمان ما

سید مجتبی میرلوحی نواب صفوی



چکیده

زندگی نامه شهید نواب صفوی

شهيد سيدمجتبي نواب صفوي در سال 1303ش در خاني‏ آباد تهران به دنيا آمد و پس از اتمام دروس ابتدايي، به آبادان سفر کرد. مدتي بعد برخورد شديدي از سوي يكي از متخصصين انگليسي شركت نفت با يكي از كارگران صورت گرفت كه به دنبال آن، نواب كارگران را به اعتراض و اجراي قصاص دعوت كرد. با دخالت پليس و نيروهاي نظامي، اعتراضات سركوب شد. نواب نيز فرار كرده و شبانه به وسيله قايق از آبادان به سوي بصره و سپس نجف روانه شد. پس از ورود به نجف اشرف، بدون کوچکترین درنگی به فراگیری مقدمات پرداخت و در مدرسه «قوام» نجف اقامت گزيد و از همان روزهای نخست، دوستي و رابطه نزديكي با علامه اميني ـ كه در يكي از حجره‌هاي فوقاني مدرسه، كتابخانه‌اي تأسيس كرده و در حال تأليف اثر مشهور خود ـ الغدير ـ بود، برقرار كرد. همچنین برای امرار معاش به ساخت و فروش عطر روی آورد. او در آنجا تحصیلات دینی خود را ادامه داد وي پس از چهار سال اقامت در نجف به دستور آيت‏ اللَّه سيدابوالحسن اصفهاني جهت مبارزه با کجروي‏ هاي کسروي به ايران آمد و با تشکيل "جمعيت فداييان اسلام" به مبارزه با بدخواهان و بدانديشان پرداخت. ترور وابستگان استعماري مانند احمد کسروي، عبدالحسين هژير، علي رزم‏آرا و حسين علاء از جمله فعاليت‏هاي سياسي اين جمعيت مي‏باشد. شهيد نواب صفوي همچنين با حکومت دکتر مصدق به خاطر عدم عمل به احکام اسلامي به مخالفت برخاست و به همين جهت در ايام نخست وزيري مصدّق، دستگير و به زندان افتاد و تا سقوط حکومت مصدق در زندان بود. سرانجام اين مجاهد خستگي‏ناپذير به همراه سه تن از همرزمانش به نام‏هاي خليل طهماسبي، مظفر علي ذوالقدر و سيدمحمد واحدي در بيدادگاه رژيم پهلوي محکوم و در صبحگاه 27 دي 1334 شمسي تيرباران شده و به خيل شهدا پيوستند. بدين ترتيب پرونده ده سال فعاليت سياسي و اجتماعي جمعيت فداييان اسلام بسته شد و جنايت ديگري در پرونده سياه خاندان پهلوي ثبت گرديد.


زندگينامه

سيد مجتبي میرلوحی تهراني معروف به نواب صفوي، در سال 1303 شمسي در خانواده اي روحاني و اصيل در خانه محقري در خاني آباد تهران قدم به عرصه ي وجود گذاشت.

شهيد از طرف مادر به سادات دُرچه اصفهان منتسب و از طرف پدر ميرلوحي است. شهيد عنوان نواب صفوي را از خاندان مادر به ارث برده است. 

نواب صفوی
سید مجتبی میرلوحی

پدرش سيدجواد ميرلوحي به دنبال صدور قانون «لباسهای متحدالشكل» ـ 1314 ش. ـ لباس روحانيت از تن بيرون كرد و به عنوان وكيل دعاوي دادگستري مشغول به خدمت شد، اما پس از چندي در پي يك مشاجره سخت، سيلي محكمي به صورت علي‌اكبر داور وزير عدليه وقت زد كه نتيجه آن گذران محكوميت سه ساله در زندان بود. او چندي پس از گذراندن دوره محكوميت و آزادي از زندان دارفاني را وداع گفت. طي اين سه سال سيدمحمود نواب ميرلوحي، از بستگان نزديك سيدمجتبي، عهده‌دار سرپرستي وي بود.

سيدمجتبي در 7 سالگي وارد دبستان حكيم نظامي شد و سپس در مدرسه صنعتي آلماني‌ها به تحصيل ادامه داد.



نام‌ دیگر     سید مجتبی نواب صفوی
زادروز    ۱۳۰۳ خورشیدی
محلهٔ خانی‌آباد نو , تهران

آرامگاه
وادی‌السلام قم
فعالیت سیاسی بنیان‌گذار تشکیلات فدائیان اسلام

همسر
نیره السادات احتسام رضوی
فرزندانسه فرزند
درگذشت   ۲۷ دی ۱۳۳۴
تیرباران در لشگر ۲ زرهی , تهران
او همزمان در يكي از مساجد خاني‌آباد نو به فراگيري دروس ديني نيز مشغول شد و پس از خروج رضاخان از كشور به فعاليتهاي سياسي روي آورد. سخنراني وي عليه دولت قوام‌السلطنه در 17 آذر 1321 در حالي كه 18 سال بيش نداشت اولين مبارزه وي عليه حكومت پهلوي محسوب مي‌شد. در پي اين سخنراني و تهييج دانش‌آموزان ديگر مدارس و همراهي عده‌اي از مردم ناراضي، تظاهراتي در مقابل مجلس شوراي ملي عليه قوام برگزار شد كه با مداخله و تيراندازي پليس، دو نفر شهيد شدند. اين حادثه اثر عميقي در شخصيت سيدمجتبي گذاشت و او را در راه مبارزه با حكومت پهلوي مصمم‌تر ساخت.
در 1322 سيدمجتبي به استخدام شركت نفت درآمد و پس از مدت كوتاهي به آبادان منتقل شد. مدتي بعد برخورد شديدي از سوي يكي از متخصصين انگليسي شركت نفت با يكي از كارگران صورت گرفت كه به دنبال آن، نواب كارگران را به اعتراض و اجراي قصاص دعوت كرد. با دخالت پليس و نيروهاي نظامي، اعتراضات سركوب شد. نواب نيز فرار كرده و شبانه به وسيله قايق از آبادان به سوي بصره و سپس نجف روانه شد. او براي امرار معاش به ساخت و فروش عطر روي آورد.
سيدمجتبي در مدرسه «قوام» نجف اقامت گزيد و از همان روزهاي نخست، دوستي و رابطه نزديكي با علامه اميني ـ كه در يكي از حجره‌هاي فوقاني مدرسه، كتابخانه‌اي تأسيس كرده و در حال تأليف اثر مشهور خود ـ الغدير ـ بود، برقرار كرد.
وي فقه و اصول و تفسير را از استاداني چون علامه اميني، حاج آقا حسين قمي و آقا شيخ محمد تهراني آموخت. 

اعدام کسروي مرتد و اعلام موجوديت فداييان اسلام

بعد از شهريور 1320 و فراگير شدن جنگ جهاني دوم، ايران نيز گرفتار شرايط دشواري شد، از يک طرف مورد تجاوز متفقين قرار گرفت، و از طرف ديگر سود جوياني قلم به مزد و اجير، از آزادي سوء استفاده مي کردند و از طريق ترويج فرهنگ غربي به جان مسلمانان افتاده بودند و درصدد بودند تا آنچه رضاخان از طريق زور قلدري نتوانسته بود انجام دهد، از طريق قلم و نگارش با مخدوش نمودن تاريخ اسلام انجام دهند.

«احمد کسروي» از جمله افرادي بود که خط معارض و مهاجم عليه اسلام تشيع را دنبال مي کرد. او نه تنها در کتاب «شيعي گري» به روحانيت، مقدسات اسلامي، پيشوايان مذهب تشيع و امامان بحق و معصوم عليهم السلام حمله مي کرد، بلکه در کتاب هاي صوفي گري، بهاييگري، مادي گري و حتي تاريخ مشروطيت، مقدسات ديني و روحانيت را مورد حمله قرار داد. همان طور که بیان شد، نواب با کتاب هاي کسروي در نجف آشنا شد و موجي از احساسات مذهبي و ديني وجودش را فرا گرفت. کتاب ها را نزد علما برد و از آن ها نظر خواست. برخی از مراجع نجف حکم به مهدور الدم بودن نويسنده ي کتاب ها دادند.

از اين رو به ايران بازگشت تا كسروي را از آن كار بازدارد. وي پس از چند جلسه بحث و گفتگو با كسروي، وي را عنصري بي‌دين يافت. در مرحله بعد به كمك حاج سراج انصاري، شيخ قاسم اسلامي، شيخ مهدي شريعتمداري و جمع ديگري از فضلا و نويسندگان تهران «جمعيت مبارزه با بي‌ديني» را تشكيل داد. اما اين جمعيت عليرغم تماسها و مذاكرات متعدد نتوانست كسروي را از دين‌ستيزي و اغفال جوانان بازدارد. به همين دليل نواب صفوي پس از آنكه در آخرين ملاقات خود با كسروي، توسط او و گروه مسلح همراهش تهديد شد، مصمم گرديد وي را از ميان بردارد. بدين منظور با تهيه پول از دو نفر از روحانيون ـ سيد اسدالله مدني و آقا شيخ محمدحسن طالقاني ـ كسروي را در 23 ارديبهشت 1324 در ميدان حشمتيه تهران ترور كرد، اما كسروي جان سالم به در برد و نواب دستگير و زنداني گرديد. وي چندي بعد به درخواست علماي ايران و نجف پس از دو ماه، با قيد كفالت آزاد گرديد.

بعد از آزادي از زندان، موجوديت فداييان اسلام را طي يک اعلاميه ي رسمي با جمله ي هوالعزيز و تيتر «دين و انتقام» اعلام کرد.  در اين اعلاميه برادري، استقامت و اتحاد را خط كلي جنبش فدائيان اسلام؛ رسيدن به حاكميت اسلام و قرآن را هدف اصلي جنبش؛ و شهادت و انتقام و قصاص را روش اصلي مبارزه معرفي كرد.

  نواب صفوي به تدريج با جاذبه ي خود، جواناني چون شهيد سيد حسين امامي را جذب نمود و امامي در 20 اسفند 1324، بر کسروي يورش برد و او را زير ضربات اسلحه ي سرد و گرم قرار داد و چون فرشته ي قهر جانش را گرفت.

فداييان اسلام و مجريان حکم الهي دستگير شدند و خبر اعدام انقلابي کسروي در همه جا منتشر شد و مردم مسلمان را غرق در شادي و سرور نمود.

زندگی نامه شهید نواب صفوی

نواب صفوی در حال گفتگو با آیت‌الله سید ابوالقاسم کاشانی


متعاقب آن، نواب مخفيانه تهران را به قصد نجف ترك كرد. در آنجا از مراجع و علما خواست تا براي آزادي قاتلان كسروي بكوشند كه بر اثر تلاش‌هاي وي، آنان نيز پس از مدتي از زندان آزاد شدند.

نواب چندي بعد به تهران بازگشت و روابط نزديكي با آيت‌الله سيد ابوالقاسم كاشاني، كه به تازگي از تبعيد بازگشته بود، برقرار ساخت.
به دنبال اعلام تشكيل دولت اسرائيل توسط سازمان ملل متحد در 1327ش.، نفرت و انزجار عمومي سراسر جهان اسلام و از جمله ايران را فراگرفت. به دعوت آيت‌الله كاشاني در روز جمعه 31 ارديبهشت 1327 اجتماع اعتراض‌آميز بزرگي در مسجد سلطاني (امام خميني فعلي) تهران برگزار شد كه در آن آيت‌الله كاشاني و نواب صفوي شركت داشتند. فدائيان اسلام نيز با ثبت‌نام از نيروهاي داوطلب، پنج هزار نفر را براي اعزام به فلسطين و نبرد با اشغالگران بسيج كردند كه دولت وقت مانع از اعزام آنان گرديد.

بعد از سال 1327، که جنبش ملي شدن صنعت نفت به اوج خود رسيد و فعاليت گروه هاي مخالف رژيم علني شد و اقليت موجود در مجلس مانع تصويب قرار داد «گس گلشاييان» گرديد، رژيم استبدادي شاه براي اين که حتي اقليت مخالفي نيز وارد مجلس نشود، توسط «هژير» دست به تقلب در انتخابات زد و به بهانه ي ترور شاه و دست داشتن آيت الله کاشاني در اين ترور، ايشان را بازداشت و به لبنان تبعيد کرد.


نواب صفوي در 27 خرداد 1327 باني تظاهرات عظيمي عليه دولت عبدالحسين هژير بود. اين تظاهرات به فاصله 4 روز پس از به قدرت رسيدن هژير به وقوع پيوست. تظاهركنندگان نمايندگاني را كه به هژير رأي داده بودند، مذمت كردند و خواستار عزل او شدند.

در 14 آبان 1328، عبدالحسين هژير، كه نقش اصلي در تقلب انتخابات دوره شانزدهم مجلس شوراي ملي داشت، توسط فدائيان اسلام به قتل رسيد.

فداييان اسلام «هژير» را اعدام انقلابي کردند و با نامزد نمودن آيت الله کاشاني و مصدق، گروه اقليت دوباره به مجلس راه يافت. با وجود اين که نواب ميانه ي خوبي با ملي گراها نداشت، اما با توجه به رهبريت آيت الله کاشاني و به منظور وحدت مبارزات اسلامي و ملي، از همگامي و همراهي با آن ها دريغ نورزيد.

رژيم كه يكي از مهره‌هاي اصليش را از دست داده بود و خود را در مقابل عمليات فدائيان اسلام به شدت آسيب‌پذير مي‌ديد، ناگزير عقب‌نشيني كرد و انتخابات دوره شانزدهم را در فضاي نسبتاً آزاد تجديد كرد كه در آن آيت‌الله كاشاني به عنوان نماينده مردم تهران انتخاب شد و او پس از چندين ماه تبعيد در لبنان به وطن بازگشت.

در ارديبهشت ماه 1329 جنازة رضاشاه به ايران منتقل شد. قرار بود جنازه در قم دفن شود، اما با مخالفت پيگير نواب صفوي و ديگر يارانش، رژيم ناگزير منصرف شد و جد را در شهر ري دفن كرد. در تير 1329 سپهبد علي رزم‌آرا به نخست‌وزيري رسيد. هدف از انتصاب او نايده گرفتن جنبش ملي شدن صنعت نفت و به تصويب رساندن لايحه «گس ـ گلشائيان» بود. اين لايحه از طرف كميسيون نفت مجلس شوراي ملي رد شد و آيت‌الله كاشاني نيز طي بيانيه‌اي بر ضرورت ملي شدن صنعت نفت تأكيد كرد، اما رزم‌آرا و اكثريت نمايندگان مجلس همچنان در برابر تصويب ملي شدن صنعت نفت مقاومت مي‌كردند.

اعدام انقلابي رزم آرا

رزم آرا نخست وزير رژيم پهلوي و دست نشانده ي انگلستان، با ملي شدن صنعت نفت به شدت مخالفت مي کرد و مي گفت که ملت ايران توانايي و لياقت اداره ي اين صنعت عظيم را ندارد و به عناوين مختلف در تصويب اين قانون در مجلس شوراي ملي کارشکني مي کرد. در روز 16 اسفند 1329 زماني که اتومبيل رزم آرا جلوي مسجد امام (شاه سابق) توقف کرد و نخست وزير جهت شرکت در ختم آيت الله فيض قصد ورود به صحن مسجد را داشت، خليل طهماسبي بي درنگ از پشت سر با شليلک سه گلوله او را از پاي درآورد و خود نيز توسط مأموران دستگير شد. او در بازجويي مي گويد: من نمي گويم سمندر باش يا پروانه باش چون به فکر سوختن افتاده اي مردانه باش بلي من طهماسبي هستم و باکي از کشته شدن ندارم، براي اين که خداي متعال مي فرمايد: وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلوُا في سَبيلِ اللهِ اَمْواتاً بَلْ اَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ(1) پس شما اين را مسلم بدانيد کسي که شخصيتي را تشخيص داد خائن به دين و مملکت است ترس از کشته شدن ندارد. آن ها زنده اند. ما معتقد به اين حقايق هستيم.»

متعاقب آن، رژيم شاه و اكثريت مجلس كه به شدت مرعوب شده بودند چاره‌اي جز عقب‌نشيني در برابر خواست اكثريت مردم نيافتند. از اين رو مجلس شوراي ملي، پس از ماه ها كشمكش سرانجام لايحه ملي شدن صنعت نفت را در كمتر از دو هفته بعد از قتل‌ رزم‌آرا، تصويب نمود.
ترور رزم‌آرا، نخست راه را براي ملي شدن صنعت نفت و سپس نخست‌وزيري دكتر مصدق در 15 ارديبهشت 1330 گشود، اما بلافاصله فدائيان را دستگير شدند و نواب صفوي نيز در تيرماه 1330، كمتر سه ماه بعد از نخست‌وزيري دكتر مصدق، دستگير و زنداني شد.

نامه‌ای که شهید نواب صفوی برای رییس زندانش نوشت!
شهید نواب صفوی در روز 30 شهریور سال 1330 شمسی خطاب به سرهنگ جلیلوند رییس زندان قصر نوشت:
«هوالعزیز
ریس کل زندان جلیلوند
تو این نوکر بی‌اراده جنایتکاران! به جنایتکارانی که برادران مرا تبعید کردند بگو که مرا هم پیش برادرانم ببرند و یا آن‌ها را پیش من بیاورند، فوراً و سریعاً یکی از این دو کار را انجام دهید، امید است انشاء الله در دنیا به زودی و در آخرت به عذاب الیم الهی و غضب شدید خداوند قهار گرفتار شوید.
إن شاء الله تعالی
لعنةالله علیکم اجمعین
زندان قصر خربه الله
به یاری خداوند توانا»

زندگی نامه شهید نواب صفوی

آيت الله کاشاني در مصاحبه اي در رابطه با قتل رزم آرا چنين اظهار نظر کرد: «اين عمل (هلاکت رزم آرا) به نفع ملت ايران بود و آن گلوله و ضربه عاليترين و مفيدترين ضربه اي بود که به پيکر استعمار و دشمنان ملت ايران وارد آمد» و در مصاحبه اي ديگر اظهار مي دارد: «... نخست وزير مقتول در زمان حيات خود از منافع شرکت نفت جنوب و سياست استعماري انگلستان به شدت حمايت مي کرد. چون عموم طبقات مردم ايران با تصميم قطعي و خلل ناپذيري براي کوتاه کردن دست طمع سياست استعماري نفت جنوب قيام کرده بودند، پافشاري رزم آرا براي مقاوت در مقابل افکار عمومي ملت ايران و حمايت از شرکت نفت باعث خشم شديد و عمومي مردم ايران گرديد و جواني غيور، وطن پرست و متدين از ميان مردم ايران برخاست و نخست وزير بيگانه پرست را به جزاي اعمال خود رسانيد...(3)

در مرداد 1331، ماده ي واحدي به تصويب مجلس رسيد که چون خيانت حاجي علي رزم آرا بر ملت ايران ثابت گرديده، هر گاه قاتل او استاد خليل طهماسبي باشد به موجب اين قانون مورد عفو قرار مي گيرد.

بدين ترتيب در 23 آبان همان سال، طهماسبي پس از دو سال و اندي از زندان آزاد گرديد.(4)

آيت الله کاشاني در پي آزادي شهيد طهماسبي او را به عنوان «شمشير برّان اسلام» و «مجري اراده و افکار ملت ايران» مورد ستايش قرار داد.(5)


پس از ملي شدن صنعت نفت و نخست‌وزيري دكتر مصدق، به تدريج روابط ميان فدائيان اسلام و آيت‌الله كاشاني به سردي گراييد، زيرا فدائيان انتظار داشتند كه از آن پس اقدامات عملي براي تحقق حكومت اسلامي صورت گيرد. نواب صفوي در اين مقطع با چاپ و انتشار جزوه‌اي تحت عنوان «راهنماي حقايق» و با شعار «الاسلام يعلو و لايعلي عليه» اهداف، اصول و شيوه‌هاي سياسي و برنامه حكومت اسلامي موردنظر خود را كه در حقيقت منشور فدائيان اسلام بود عرضه كرد. اما آيت‌الله كاشاني مهمترين هدف را در آن مقطع حفظ دستاوردهاي ناشي از ملي شدن صنعت نفت و كوتاه كردن دست استعمار انگليس مي‌دانست. با اين همه، پس از حوادث تير1331 و بروز اختلاف شديد ميان جبهه ملي و آيت‌الله كاشاني، فدائيان اسلام لحظه‌اي در حمايت از آيت‌الله كاشاني ترديد نكردند و از او در برابر افتراها و تهمت های سياسي جبهه ملي و حزب توده دفاع كردند.
نواب صفوي در شهريور 1332 به دعوت سيد قطب از رهبران اخوان‌المسلمين براي شركت در «كنگره اسلامي قدس» عازم بيت‌المقدس شد. او در آن كنگره سخنان پرشوري ايراد نمود و مسلمانان را به وحدت براي آزادسازي سرزمين فلسطين فراخواند. وي در اين سفر از عراق، سوريه و لبنان بازديد كرد و در شهر صور لبنان با شرف‌الدين عاملي ملاقات نمود. در خلال همين سفر بود كه نواب صفوي با ياسرعرفات كه دانشجو بود ملاقات كرد و او را براي نجات فلسطين و مبارزه با اسرائيل تحريك و تهييج نمود، به طوري كه عرفات در سفري كه بعد از پيروزي انقلاب اسلامي ايران به تهران داشت، گفته بود عامل اوليه حركت وي در اين قيام توصيه نواب صفوي بود. 

زندگی نامه شهید نواب صفوی

نواب صفوی در جریان سفر تابستان ۱۳۳۲ به مصر با ژنرال محمد نجیب و سرهنگ جمال عبدالناصر؛ رهبران نظامی مصر دیدار کرد


نواب در ادامه سفر خاورميانه‌اي خود پس از لبنان به دعوت اخوان‌المسلمين مصر رهسپار قاهره شد. اين دوره مصادف با كودتاي ژنرال محمد نجيب و بركناري ملك فاروق، پادشاه مصر بود. وي در دانشگاه الازهر سخنراني كرد كه با استقبال هزاران تن از حاضران مواجه گرديد، و اندكي بعد «جمعيت اخوان‌المسلمين» به توسط دولت مصر غيرقانوني اعلام شد. نواب صفوي پس از اطلاع، در تلگرافي كه از ايران به قاهره مخابره نمود، مراتب نگراني خود و عموم مسلمانان را از اقدام دولت مصر اعلام كرد و خواستار تجديدنظر فوري آن دولت نسبت به اخوان‌المسلمين گرديد.

پايان کار فداييان اسلام

فداييان اسلام از راه تشکيل جلسات تفسير قرآن و اسلام شناسي بر اساس مکتب تشيع، به فعاليت خود ادامه مي دادند و پرچم سبز و سفيد خود را با کلمات زيباي «لا اله الا الله، محمد رسول الله و علي ولي الله» آراسته بودند.
پس از كودتاي امريكايي ـ انگليسي 28 مرداد 1332، همه دستاوردهاي نهضت ملي برباد رفت و زنجيرهاي اسارت اقتصادي و سياسي يكي پس از ديگري با انعقاد پيمان‌هاي گوناگون، توسط رژيم كودتا به دست و پاي ملت ايران بسته شد. از جمله آنها، پيمان نظامي بغداد بود كه در 1334 ميان عراق و تركيه منعقد شد و سپس ايران، انگلستان و پاكستان بدان پيوستند. اين پيمان، كشورهاي منطقه را به عنوان سپر امنيتي و نظامي امريكا و انگلستان در برابر شوروي در مي‌آورد. در واقع در دولت حسين علاء پيوستن ايران به پيمان بغداد باعث می شد که ايران يکي از اقمار منطقه ي انگليس و امريکا شود. فداييان اسلام به عنوان مخالفت با اين قرارداد، حسين علاء نخست‌وزير وقت را در آستانه سفر به بغداد جهت شركت در اجلاس اين پيمان در روز 25 آبان 1334 ترور كردند، اما وي جان سالم به در برد و ضارب دستگير شد و به دنبال آن نواب صفوي و ديگر اعضاي مؤثر فدائيان در اول آذر آن سال بازداشت گرديدند. آنان تحت شكنجه‌هاي شديد قرار گرفتند و در دي‌ همان سال در دادگاهي نظامي محاكمه شدند.

در اول آذر 1334، نواب و خليل طهماسبي و عبدالحسين واحدي و جمعي ديگر از فداييان اسلام دستگير شدند و در يک محاکمه ي فرمايشي نواب، سيد محمد واحدي و مظفر ذوالقدر محکوم به اعدام و همگي در حالي که اذان مي گفتند، تيرباران شدند.

جمعيت فداييان اسلام و بخصوص رهبر آن، نواب صفوي و معاون او سيد عبدالحسين واحدي در تقويت و روي کار آمدن جبهه ي ملي و تصويب ملي شدن صنعت نفت ايران و انتخاب اعضاي جبهه ي ملي به نمايندگي مجلس بازگشت آيت الله کاشاني از تبعيد، نقش اساسي داشتند و اگر قيام مسلحانه ي آن ها نمي بود و رژيم پهلوي از اين جمعيت حساب نمي برد، هيچ يک از موارد ياد شده عملي نمي شد.

آثار شهید نواب صفوی

كتاب «جامعه و حكومت اسلامي» از آثار نواب صفوي است.

نامه ي شهيد نواب صفوي به دکتر مصدق(6)

شهيد قبل از کودتاي 28 مرداد 1332، در نامه اي به دکتر مصدق او را از سقوط دولت با خبر و به وي جهت اجراي احکام الهي هشدار مي دهد.

«هو العزيز

آقاي دکتر محمد مصدق نخست وزير پس از سلام، شما و مملکت در سخت ترين سراشيب سقوط قرار گرفته ايد. چنانچه احساس کرده و معتقد شده باشيد که نجات بخش شما مملکت، اجراي برنامه ي مقدس پيغمبر اکرم ص مي باشد و پس از تمام جريانات گذشته آماده ي اجراي احکام مقدس اسلام باشيد، قول مي دهم که شما و مملکت را به ياري خداي توانا و به برکت اجراي احکام و تعاليم عاليه ي اسلام از هر بدبختي و سقوط و فسادي حفظ نموده، به منتهاي عزت و سعادت معنوي و اقتصادي برسانم.»

8 شوال المکرم ه.ق 1372 30 خرداد ماه ه.ق 1332 .


شهيد نواب صفوی از زبان همسرش

خانم «نيرالسادات احتشام رضوي» چنين مي گويد: «... خدا رحمت کند، مادرش مي فرمود: نواب يک استعداد خاصي داشت... اين قدر استعدادش فوق العاده بود که سالي دو کلاس مي خواند. بعد از اين که دوران ابتدايي تمام مي شود در دبيرستان صنعتي «ايران – آلمان» شروع به درس خواندن مي کند...

و در همان دوران تحصيل به نفع اسلام و عليه پهلوي مبارزه مي کند. او يک حالت مبارزه و يک روح با شهامتي داشت که عجيب بود. در همان زمان، مجلس قانوني را تصويب مي کند که نواب مخالفت مي کند و 1500 و 1600 نفر از دانش آموزان را جمع مي کند و تظاهراتي را جلوي مجلس راه مي اندازد که رژيم را وا مي دارد تا درخواست فوق را بپذيرد. اما نواب و همراهانش پذيرش زباني را کافي ندانسته، درخواست پذيرش مکتوب موضوع را مي کنند. لکن عوامل رژيم به جاي پاسخ مثبت اقدام به تيراندازي مي کنند که در نتيجه يک نفر به شهادت مي رسد...

بعد از اين که ديپلم مي گيرد به آبادان مي رود وارد شرکت نفت مي شود. آن جا که کار مي کنند يکي از متخصصين انگليسي به يکي از کارگرها سيلي مي زند. آقاي نواب بسيار برانگيخته مي شود و مي گويد: واي بر شما که يک کارگر ايراني را يک انگليسي بزند و همه سکوت کنند، در حالي که آنان در کشور ما هستند و از منافع ما استفاده مي کنند، و يک عده کارگر را عليه آنان جمع مي کند. آن متخصص انگليسي مي آيد و عذر خواهي مي کند، ولي شهيد نواب مي گويد، نه خير بايد قصاص بشود، که اين امر منجر به شورش مي گردد. آن گاه تصميم مي گيرند نواب را از بين ببرند که دوستان نواب او را مخفيانه از بصره به عراق مي فرستند.

غسل شهادت

سحرگاه يكشنبه 27 ديماه سال 1334 اعضاي فداييان اسلام را از لشگر يك پياده به محل لشگر دو زرهي بردند. در وسط سالن پادگان وسايل شخصي آنان بر زمين ريخته بود, نواب جلو رفت عمامه و عبايش را برداشت, و با لبخند به دوستانش گفت: «به جدم قسم با همين لباس شهيد ميشوم.» رهبر فداييان براي آخرين مرتبه يارانش را در آغوش گرفت. ثانيه تلخ خداحافظي براي او به شوق ديدار در بهشت سخت نبود. آنان صبور و استوار به سلولهاي انفرادي خود رفتند. نزديك صبح جوخة اعدام در كنار ميدان بزرگ پادگان به خط ايستادند, نواب و يارانش از سلول بيرون آمدند. ناگهان سيد محمد واحدي فرياد زد: «الله اكبر, الله اكبر» به اشاره سرهنگ اللهياري پاسباني دست بر دهان سيد محمد گذاشت. زندانيان از روزنه در به بيرون نگاه ميكردند. سرهنگ پرسيد: «اگر خواسته اي داريد بگوييد؟» سيد تقاضاي آب براي غسل شهادت نمود. آب سرد بود, نواب خمشگين بر سر سرهنگ بختيار فرياد زد: «اگر آب گرم نباشد, رنگ ما ميپرد و تو و امثال تو فكر ميكنند كه ترسيده ايم. اما مهم نيست. خدا آگاه است كه لحظه به لحظه اشتياق ما به شهادت بيشتر ميشود. رهبر فداييان يارانش را مورد خطاب قرار داد و گفت: «خليلم, محمدم, مظفرم, زودتر آماده شويد, زودتر غسل شهادت كنيد, امشب جده ام فاطمه زهرا (س) منتظر ماست.» پس از غسل شهادت به نماز ايستاد. افسران و درجه داران با ناباوري به آنان نگاه ميكردند. دستان به قنوت رفته اش حريم آسمان مناجات بود.

نامه ي شهيد به فرزند خويش شهيد

در فروردين 1334، خطاب به فرزندش مهدي، اين نامه را مي نويسد: «فرزندم مهدي عزيز: صفحه ي دلت بايد آيينه اي باشد که حقايق قرآني در آن منعکس گرديده و از آن به قلوب ديگران رسيده، محيط شما و اجتماع دور و نزديک شما را منور کند. اين قرآن و آن صفحه ي دل پاک شما. سلامي براي هميشه از دلم برايت، و محبت خدا و محمد و آلش هميشه در دلت.»


زندگینامه شهید نواب صفوی


سخن آخر شهید

پس از اتمام نماز عشق سيد بار ديگر امت جدش را هدايت نمود : «شما بندگاني ضعيف در برابر خداي جهان هستيد, چند روزه دنيا به زودي مي گذرد, كاري كنيد كه در جهان ديگر در برابر آفريدگارتان شرمنده نباشيد. شما به دستور شاه ستمگر ما را شهيد مي كنيد ولي طولي نمي كشد كه همگي از اين كردار زشت پشيمان مي شويد. آن روز پشيماني ديگر سودي ندارد. شما بايد سرباز اسلام باشيد و در راه دين بجنگيد نه اين كه سلاحتان را براي حفظ حكومت شاه رو به سينه عاشقان اسلام نشانه بگيريد. روزي حقايق آشكار مي شود و آن وقت از اينكه از شاه حمايت كرده ايد, پشيمان خواهيد شد. اي افسران و مقامات عالي مرتبه ارتش شما هم به جاي اينكه خود را به حكومت پوسيده و فاسد شاهنشاهي بفروشيد به اسلام رو بياوريد تا در دو جهان به عزت برسيد. فريب اين درجه ها و مقامات ظاهري را نخوريد و بدانيد كه قيامت بسيار نزديك است. والسلام.»

نواب صفوی

نواب صفوی در حال اذان گفتن، دقایقی قبل از اجرای حکم اعدام

نواب صفوی

ماجرای نبش قبر شهید نواب صفوی

پیکر شهید نواب صفوی ابتدا در روستای مسگرآباد (واقع در شرق تهران) تدفین شد اما بعداً با اجازه مرحوم آیت‌الله‌ مرعشی نجفی و با اقامه مجدد نماز میت توسط این مرجع عالیقدر، به قم منتقل و در قبرستان وادی‌السلام این شهر خاکسپاری شد.14

زندگی نامه شهید نواب صفوی


زندگی نامه شهید نواب صفوی
زندگی نامه شهید نواب صفوی

شهید نواب از نگاه دیگران

مقام معظم رهبری: [نواب صفوی] اولین جرقه های انگیزش انقلاب اسلامی را در من به وجود آورد و هیچ شكی ندارم كه اولین آتش را در دل ما نواب روشن كرد.7

آیة الله خامنه‌ای رهبر ایران نیز در دستنوشته‌ای بروی عکس نواب صفوی در وصف او نوشت «سلام بر آن پیشاهنگ جهاد و شهادت در زمان ما». وی همچنین نواب صفوی را نویسنده کتابی به نام راهنمایی حقایق به عنوان اولین کسی یاد می‌کند که در قالب این کتاب قانون اساسی حکومت اسلامی را نوشت.

زندگی نامه شهید نواب صفوی

علامه امینی: نواب ذخیره خدا برای جهان تشیع است.7

امام خمینی (ره): نواب بسیار اخلاص داشت.7

نظر امام از زبان سید احمد خمینی: امام در قضیه(شهادت نواب صفوی) خیلی صدمه روحی خوردند. در آن اوضاع و احوال شرایط به گونه ای بود كه از دیدگاه متحجرین، مبارزه با شاه ننگ بود. یعنی استدلال می كردند، حالا كه قرار است، یك روحانی اعدام شود، لباس روحانیت را از تن او در بیاورید. كه به مقاوم روحانیت بی احترامی نشود. درست نقطه مقابل تفكر امام (ره) كه اعتقاد داشتند روحانی باید با كسوت مقدس روحانیت شهید بشود تا مردم بفهمند و آگاه بشوند، كه اینها در صحنه هستند. از دیدگاه ایشان مبارزات روحانیون بزرگواری همچون شهید نواب صفوی روشنی بخش حیات اسلام و انقلاب و راه مبارزین بود.7و15

یوسف حنا(مسیحی لبنانی مسلمان شده به دست شهید نواب):«او(نواب) جسم نحیفی داشت اما روح بزرگی در این جسم نحیف حكومت می كرد كه گویی می خواست تمام دنیا را در میان وح خودش ودر میان پنجه های پر قدرت خودش هضم كند»


---

پي نوشت ها

1- سوره ي آل عمران، آيه ي 169.
2- مجله ي پانزده خرداد، شماره ي 5 و 6، ص 7.
3- گذشته چراغ راه آينده است، ص 570.
4- مسايل سياسي – اقتصادي نفت ايران، دکتر ايرج ذوقي، فصل ششم، ص 261.
5- مجله ي پانزده خرداد، شماره ي 3، سال 1370، ص 36.
6- مجله ي پانزده خرداد 1373، شماره ي 17، ص 128.
7.  مجله فكه سال اول شماره 11 و كتاب جمعیت فدائیان اسلام
8. روحاني مبارز، سيدابوالقاسم كاشاني، مركز بررسي اسناد تاريخي، جلد 1، ص 138.
9. روحاني مبارز، همان.
10. تاريخ و فرهنگ معاصر، فصلنامه مركز بررسي‌هاي اسلامي، 1370، ج 2، ص 12.
11. علماي مجاهد، محمدحسن رجبي، مركز اسناد انقلاب اسلامي، 1380، ص 522.
12. در آن روز دولت قوام براي فرونشاندن خشم مردم به خاطر اهانتي كه كسروي در كتاب خود به مباني ديني مرتكب شده بود، محاكمه‌اي صوري براي وي در دادگستري ترتيب داد. وي نيز توسط سيدحسين امامي يكي از اعضاي فدائيان اسلام در جلسه دادگاه ترور شد.
13. مشاهير سياسي قرن بيستم، انتشارات محراب قلم، احمد ساجدي، ص 285.
14. گفت‌وگوی حجت‌الاسلام سیدمحمود مرعشی، رئیس کتابخانه آیت‌الله‌العظمی مرعشی نجفی با سایت khamenei.ir
15. ر. ك. به: مجموعه آثار يادگار امام - ج 1 - ص 660.

***

منابع:

1. موسسه مطالعات و پژوهشهاي سياسي.
2. شهادت نواب صفوی و یارانش، مرکز اسناد انقلاب اسلامی.
گردآوری و تنظیم از نوابیون

****

اسلام برتر از همه چیز و هیچ چیز برتر از اسلام نیست

شهید سید مجتبی میر لوحی (نواب صفوی)

****
موضوعات


تـازه ها

پادکست نوابیون

ویدیوکست نوابیون

لوگوی دوستان
    رهبر

سایت های مرتبط

پیوندهای دوستان

  • نظرسنجی
  • آمار بازدید
  • اوقات شرعی
  • پیوندهای مذهبی




.